خرید بک لینک
به دنیایی دچارم که از آن دور می شوم رهایش می کنم و باز به آن برمیگردم.*از چه زمانی دیگر ساعت برایم مهم نشد؟از چه زمانی کرختی هنگام خستگی و درد و تلخی هی به هوشم آورد و دوباره از هوشم برد؟از چه زمانی شنیدم و فقط شنیدمنفهمیدم و هیچ نگفتم.از چه زمانی دل بریدن برایم آنقدر سخت شد که هنوز با دیدن «م»ها ، تا چند روز حس مرگ و نبودن را تجربه می کنم؟خودم هم نمی دانم!!در کار خودم مانده ام، آنقدر که بیخیالش شده ام.چندین و چند بار ...و باز هم...*+دیدنش هنوز باتمام فرارهاکه برام ممکن بود خیلی سخت تر از سخت ب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل رضوانی تاريخ: دوشنبه 19 مرداد 1405 ساعت: 2:55

I'm here

سلام دوستان

142...

خوب دو سال زنگ و غبار با یه فوت پاک نمیشه مسلما!!

بایدمحکم محکم دستمال کشید

گردگیری کرد

ولی

اصل همونه که بازم هست .

تو یک سال اخیر ق

همسر اقای.ل شدن

هر دو دانشجو علوم طب

و

زندگی با نرخ متغیر هر لحظه داریم :)

ولی توکل ما دوتا واقعا به خدا ست...

خلاصه که هیچ چیزی قدیمی ترین دفتر های نوشته نمیشه!

خوش برگشتم!

برچسب: نویسنده: ابوالفضل رضوانی تاريخ: دوشنبه 19 مرداد 1405 ساعت: 2:55

صفحه بندی